السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
31
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
روابط محبتآميز افراد جامعه ، نظم در جامعه ، راستى ، پاكى ، درستكارى ، آزادى انديشه ، به كار بستن نيروى تفكر و استفاده هر چه بيشتر و كاملتر از نيروى عقل ، تفكر در اسرار خلقت و كشف قوانين الهى حاكم بر جهان ، همه ، از اصول اساسى پيشرفت به شمار مىآيند . مىتوان اين كليات را با جامعه اسلامى تطبيق داد : از يك طرف جامعهء آرمانى مسلمان ، جامعهاى است منظم ، پاك ، راستگو ، با عاطفه ، سالم ، مصمم ، قوى ، متحد ، عاقل ، با فكر و انديشه ، با تدبّر و تأمل و از سوى ديگر در جامعهء اسلامى ، ظلم و ستم ، خودپرستى ، مالدوستى ، عوامل جدال و دعوا و هر آنچه كه ضد پيشرفت و تكامل است با شدت و قاطعيت طرد مىشوند . اسلام با عوامل ضد پيشرفت و تكامل مبارزهء آشتىناپذير دارد . اسلام از آنچه باعث پراكندگى و تلاش سازمان جامعه مىگردد ، نهى و به هر چه كه موجب تقويت مبانى اجتماعى مىشود سفارش كرده است . اينها شرايط و عواملى است كه بايد به طور ثابت وجود داشته باشد تا پيشرفت حاصل آيد . اگر در اين شرايط لازم پيشرفت ، خللى وارد آيد پيشرفت جامعه متوقف خواهد شد . پس جامعه هميشه و پيوسته و به طور ثابت راستگو ، درستكار ، پاكدامن و . . . است . در اين خصال اجتماعى به هيچوجه نبايد تغييرى پيدا شود و گرنه روزگار انقراض و سير قهقرايى جامعه فرا خواهد رسيد . بنابراين ، اين سلسله عوامل از سير تحول و تكامل مستثنا هستند . در اينجا اين پرسش باقى است كه : 7 . تحول و تكامل در كجاست ؟ در اينجا نيز به سراغ آفرينش مىرويم : نظام خلقت همواره در حال حركت و رو به كمال است . در تمام ذرات جهان يك آن ، وقفه و سكون راه ندارد ، با اين همه قوانين